توليد مصونيت ميكند. ابنرشد غير از كليات، شرحي هم بر ارجوزهٴ ابنسينا نوشت. بيشك وي پزشك بزرگي بود، از بزرگترين پزشكان عصر خويش در همه جا، ولي عظمت او در مقام فيلسوف آن چنان است كه از توجه به جنبهٴ طبي كارش تاحدي ميكاهد. با اين همه الكليات، كتاب بسيار مهمي بود كه خيلي زود بهلاتيني و عبري ترجمه شد و در سدههاي پانزدهم و شانزدهم، بارها به چاپ رسيد.
2. مسلمانان شرقي. احتمالاً برجستهترين پزشك شرقي ابن هُبَل بغدادي بود كه در موصل و بعدها دردربار ارمنستان در اخلاط كار ميكرد.
كتابهاي عاشقانهٴ عبدالرحمن بن نصراللّه شيرازي و حلبي شامل بسياري موضوعهاي پزشكي است. علاوه بر اين، ميتوان گفت كتابهاي طبي شرقي مجال زيادي را به موضوعات عشقي اختصاص دادهاند ــ از قبيل توجه به داروهاي افزايندهٴ قوهٴ باه و داروهاي كاهندهٴ قوهٴ باه.
ساير پزشكان بهمفهوم دقيق كلمه پزشك نبودند، بلكه اديب و حكيم بهشمار ميرفتند. آخرين مقالهٴ كتاب نظامي عروضي از پزشكان بحث ميكند، و اساساً مجموعهاي از حكايتهاي طبي و عقايد گوناگون دربارهٴ طب است. ابنجوزي نويسندهٴ خستگيناپذير آثار گوناگون، كتابهايي در باب كليات طب و طب روحاني نوشت؛ و دو دايرةالمعارف فخرالدين رازي داراي بخشهاي مربوط به طب است. اين دايرةالمعارفها به فارسي نوشته شده، همچنين است
چهارمقاله؛ ساير آثار به عربي است.
3. يهوديان غربي. برجستهترين پزشك كاتالونيايي ششت بنونيست بود. او رسالهاي در باب بيماريهاي زنان نوشت.
همچنان كه بزرگترين فيلسوف مسلمان در آن عصر، بزرگترين پزشك هم بود، اين مطلب در مورد يهود هم صدق ميكرد. ابنميمون هم، كه نميگويم امام آنان بود، بلكه نيرومندترين و اصيلترين ذهن را داشت، برجستهترين پزشك يهود بهشمار ميرفت. او معلومات طبي خود را از آثار عربي، كه تقريباً شامل همهٴ آثار جالينوسي ميشد، و از تجارب شخصي خويش كه چيز كمي نبود، بهدست آورده بود. عقايد طبي او را بايد جالينوسي ـ عربي دانست، ولي اين عقايد به مردي حساس و نابغه تعلق داشت. معروفترين اثر (طبي) او مجموعهاي از كلمات قصار طبي بود كه عموماً به
فصول موسي معروف است و در حدود 1188، تأليف شده است؛ ولي احتمالاً ابنميمون در اواخر عمر خويش در آن تجديد نظر كرده؛ فصل آخر آن كه بعدها، خواهرزادهاش آن را تحرير كرده انتقاد جالبي از عقايد جالينوس است. او شرحي هم بر كلمات قصار بقراط، دستور غذايي براي پسر بزرگ صلاحالدين ايوبي در 1198؛ رسالههايي در باب زهرها و پادزهرها، آسم، بواسير، و غيره نوشت. معمولاً قطعهاي بهنام
مناجات طبيب را به وي نسبت ميدهند، كه سوگندنامهٴ بقراط را به صورت زيبايي با اعتقاد يهودي تكميل كرده است، و اغلب